تبلیغات
مغانا جیران

مغانا جیران

یا همه غرق می شویم یا همه نجات پیدا می کنیم

 

تجربه های سبز

 

نوع مطلب :تجربه های سبز معلمان ابتدایی ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار اول ، استان اردبیل شهرستان پارس آباد

دیكته ی حافظه ای

یكی از روش های من برای گفتن املا در كلاسم، «دیكته ی حافظه ای» است. به این صورت كه در كلاس اول به دانش آموزان می گویم، با یك حرف غیر آخر دو كلمه بنویسند. با این عمل، به روش طولی، از ریاضی، املا و حافظه كمك می گیرم. آن ها باید آن حرف غیر آخر را در ذهن خود معنا و دایره ی لغاتشان را جست و جو كنند و دو كلمه را كه قبلا خوانده اند یا خود می شناسند، یادداشت كنند. این روش هر یك هفته در میان اجرا می شود. یعنی یك بار در هفته دیكته ی پای تخته برای آموزش لغات و یك بار هم در همان هفته دیكته ی كتبی به منظور حفظ كلمات در ذهن. هفته ی بعد، برای تثبیت معانی و حروف، دیكته ی حافظه ای گفته می شود. با این روش، دانش آموزان در سه حیطه ی آموزشی قدم برمی دارند و سرانجام با سازمان دهی یادگیری در حیطه ی روانی حركتی، به هدف های رفتاری مد نظر می رسند.

نازیلا ابرار حامد (آموزگار منطقه ی 18 تهران)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره یك (شماره پیاپی 94) -  مهر 1387

همانند سازی

یكی از بحث های درس جغرافیای كلاس پنجم كه یادگیری آن برای اغلب دانش آموزان دشوار است، بخش «كوچ عشایر در تابستان و زمستان» است. دانش آموزان معمولا قادر به تمایز دو واژه ی ییلاق و قشلاق نیستند و مجبورند مطالب را حفظ كنند. در نتیجه زودتر آن ها را فراموش می كنند. از آن جا كه این دو كلمه در اصل واژه هایی تركی هستند و نیز با عنایت به این كه در منطقه ای ترك زبان تدریس می كنم، برای یاد دادن، از ریشه ی آن ها كمك گرفتیم.

در زبان تركی «قیش» یعنی زمستان و «قیشلاق» (با نگارش فارسی اش قشلاق)، یعنی مكانی كه مخصوص زمستان است؛ به همین صورت، «یای» یعنی تابستان و «یایلاق» (با نگارشی فارسی اش ییلاق)، یعنی مكانی كه گرمسیر و تابستانه است. با همانند سازی و نیز بهره گرفتن از زبان محلی در یادگیری بچه ها، می توان آموزش مطلوب را جاری و ساری ساخت.

نرجس دل آرام (آموزگار دبستان دخترانه ی پرورش، شناط زنجان)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره یك (شماره پیاپی 94) -  مهر 1387

كارت های خاطره

          دفتر املای بچه ها در دوره ی ابتدایی،‌برای والدین خیلی مهم است و معمولا این دفتر را به عنوان یادگاری، برای فرزندانشان نگه داری می كنند تا در آینده خاطرات آن را مرور كنند. من خود به عنوان یك مادر، همیشه از دیدن دفترهای دیكته ی بچه ها و سادگی آن، با امضای همیشگی معلم و نهایتا برچسب های آفرین، دلگیر می شدم. تا این كه چند سال پیش تصمیم گرفتم تغییری در دفتر دیكته ی دانش آموزانم به وجود بیاورم، تغییری كه بچه ها بعد از سال ها، با دیدن دفترشان، به یاد روزهای مدرسه و زنگ املا بیفتند.

          تصمیم گرفتم به مناسبت های گوناگون، كارت هایی را كه خودم درست می كردم، در دفترهای دیكته ی بچه ها بچسبانم و به این طریق، مناسبت ها را هم به بچه ها یادآوری كنم، روزهایی چون روز جهانی كودك، روزهای آغاز سال تحصیلی، عیدهای گوناگون، روزهای شهادت و وفات ائمه ی اطهار و بزرگان دین و علم و ادب و ... .

          نام كارت ها را «كارت های خاطره» گذاشتم تا یادآور خاطرات روزهای خوب  از یك كلاس خوب و برای بچه های خوب باشد. كارت های خاطره می توانند انگیزه ای برای علاقه مند سازی كودكان به درس املا باشند. دانش آموزان من همیشه در زنگ دیكته، با شوق می پرسند: «خانم، آیا امروز مناسبت خاصی داریم تا شما برایمان كارت بچسبانید؟ و یا خودشان شب قبل، مناسبت را از تقویم پیدا می كنند و آن را در كلاس عنوان می كنند.

          در طی سال هایی كه این كار را می كنم، از طرف اولیا نیز تشویق شده ام. آن ها می گویند،‌این دفترهای دیكته، بهترین یادگار دوران ابتدایی فرزندانشان هستند.

مریم طهماسبی دزفولی (آموزگار دبستان هفتم آذر، منطقه ی 9 تهران)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 6 (شماره پیاپی 99) -  اسفند 1387

چرا از روی غلط ها چند بار بنویسیم؟!

«دفترهای املا روی میز، آماده می شویم برای املا» این جمله ای بود كه من در كلاس گفتم. بچه ها سریع دفترهای املا را از كیف بیرون آوردند و مداد به دست آماده ی نوشتن شدند. املا كه تمام شد، پشت میزم نشستم و نگاهی به انبوه دفترها انداختم. بعد اولین دفتر را برداشتم و اسم روی آن را صدا كردم. در حضور خود دانش آموز، املا را تصحیح و غلط ها را مشخص كردم. سپس نمره اش را دادم و گفتم: «از روی غلط ها چند بار بنویس.»

          راستی، تا حالا چند بار این اتفاق در كلاس شما افتاده است؟ تا به حال چند بار این جمله را تكرار كرده اید؟ «از روی غلط ها چند بنویس.» به نظر شما هدف از انجام این تكلیف چیست؟ اصلا دقت كرده اید كه این جمله فی نفسه غلط است، زیرا معنی جمله این می شود كه غلط ها را چند بار دیگر تكرار كن، نه این كه از روی شكل صحیح كلمه ای كه غلط نوشته ای، چند بار بنویس! بنابراین نوع گفتن ما اشكال دارد. از این بگذریم كه دانش آموز بعد از انجام این تكلیف، بیشتر اوقات دوباره كلمه را غلط می نویسد.

آیا تا به حال برای برطرف كردن این مشكل به راه حل دیگری فكر كرده اید؟ فكر كرده اید كه این راه كارآیی چندانی در آموزش املا ندارد؟ زیرا دانش آموز فقط چندین بار از روی كلمه می نویسد یا در واقع عكس برداری می كند، بدون این كه اشكال املایی او چه بوده است؟ چه شد كه غلط نوشت؟ در واقع، در این تكلیف، هیچ گونه فرایند ذهنی وجود ندارد.

آن روز بعد از تصحیح املاها، اشكالات املایی را بررسی كردم و تكالیف را دیدم. اما بعضی از دانش آموزان باز هم كلمه ها را غلط نوشته بودند. باید چاره ای می اندیشیدم. دست به كار شدم و جدولی را كه می بینید، برای بررسی و برطرف كردن اشكالات املایی پس از طراحی كردم و از دانش آموزان خواستم، شب قبل از كلاس املا، چنین جدولی را در صفحه ای از دفتر املای خود طراحی كنند.

شكل غلط كلمه  شكل صحیح كلمه           معنی كلمه        هم خانواده        مخالف   حروف كلمه

ضرور                 حضور                            حاضر بودن         حضرت- حاضر     غیاب     ح ض و ر

محاسن استفاده از این جدول:

1-     شكل غلط و صحیح كلمه در كنار هم، باعث می شود دانش آموز هر دو شكل را مقایسه كند و این كار او را به نوعی فراشناخت می رساند و به این ترتیب به یادگیری وی كمك می شود.

2-     هنگامی كه دانش آموز معنی كلمه را می نویسد، گنجینه ی لغات وی افزایش می یابد. از طرف دیگر، با كاربرد آن كلمه در جمله آشنا می شود.

3-     با نوشتن هم خانواده، چون حروف مشترك كلمات تكرار می شوند، دانش آموز با املای تعدادی كلمه ی دیگر آشنا می شود و این امر هنگام نوشتن املا به كمك دانش آموز می آید. مثلا هنگامی كه می خواهد كلمه ی حضور را بنویسد، اگر شك كند كدام یك از چهار شكل «ظ ض ذ ز» را باید بنویسد.

4-     اگر كلمه ای مخالف داشته باشد، مرور آن، به تثبیت یادگیری كمك می كند.

5-     با نوشتن حروف كلمه در ستون آخر جدول، در واقع از كل به جز می پردازیم؛ روش كه چند سالی است در كلاس اول مورد توجه قرار گرفته است و آموزش الفبا براساس آن انجام می شود.

محمدتقی كاشی نوش آباد( آموزگار دبستان شاهد امام رضا، كاشان)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 7 (شماره پیاپی 100) -  فروردین 1388

بچه ها را عمیق تر ببینیم

روز اول مهر به عنوان آموزگار پایه ی دوم وارد كلاس شدم. كلاس من 33 نفر دانش آموز داشت كه یكی از آن ها به نام زهرا از امتحانات نوبت آخر پایه ی اول با وضعیت بسیار ضعیف به پایه ی دوم آمده بود.

          بارها از همكارم شنیده بودم، زهرا سال گذشته شرایط تحصیلی بسیار سختی را تحمل كرده است، بنابراین تصمیم گرفتم تمام حركاتش را زیر نظر بگیرم. روزهای اول لحظات سختی داشتیم؛ خصوصا در زنگ املا. ناگهان متوجه شدم كه زهرا هنگام تدریس فقط به لب هایم نگاه می كند و موقع نوشتن نیز بعضی از كلمات را درست و بعضی دیگر را نامفهوم می نویسد. موضوع را با كادر اجرایی دبستان میان گذاشتم. بعد از آن ابتدا او را به مشاوره و سپس به بخش شنوایی سنجی اداره معرفی كردیم.

          یك روز مادر زهرا سراسیمه به مدرسه آمد و جواب سنجش شنوایی دخترش را آورد. متوجه شدیم گوش سمت راست زهرا كم شنوایی دارد. در پی آن، او را در مكان مناسبی قرار دادم، طوری كه با گوش دیگر كاملا مطالب را بشنود. هفته ی بعد، زهرا اولین 20 را در املا گرفت. بعد از یك سال تحصیلی سخت، زهرا سال دوم را با خوش حالی و آرامش به پایان رسانید.

          این تجربه ی ساده به من نشان داد، باید هر رفتار و حركات دانش آموز را عمیق تر نگاه كنیم تا او را در مسیر رشد قرار دهیم.

محبوبه اسفندیارنژاد (آموزگار دبستان امیرالمومنین، منطقه 14 تهران)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 7 (شماره پیاپی 100) -  فروردین 1388

زنگ تفریح به فریادم رس

          تازه به این مدرسه آمده بودم. بنابراین لازم بود با آموزگار پایه ی قبل، در ارتباط با خصوصیات اخلاقی – رفتاری و درسی دانش آموزانم گفت و گویی داشته باشم. یك به یك كه اسامی را می خواندم، رسیدم به نام دانش آموزی كه در طی همان هفته ی اول مهر، متوجه خط زیبایش شده بودم. همكارم در مورد این دانش آموز توضیح داد: «پارسال وقتی تكلیف او را دیدم، متوجه خط زیبایش شدم، اما تصور كردم شاید در منزل كسی كمكش كرده است، به همین خاطر از او پرسیدم، آیا پدرت هم خوش خط است؟ اما دانش آموز جواب داد: «خانم، پدرم دست ندارد. بعد برای این كه دل او را به دست آورده باشم، ادامه دادم: «دخترم! این كه مسئله ای نیست، خیلی از جانبازان كشور ما با یك دست هم زندگی خود را می گذرانند.» اما دانش آموز باز هم گفت: «خانم، پدرم اصلا دست ندارد.» این بار با ناراحتی ادامه دادم: «اصلا مسئله ای نیست عزیزم. در عوض وقتی پدر شما خط زیبای شما را می بیند، خیلی لذت می برد! دانش آموز با صدایی آرام تر جواب داد: «خانم، پدر من چشم هم ندارد و دست ها و چشم هایش را در جبهه از دست داده است!»

          در این هنگام درمانده شده بودم چه بگویم كه صدای نواخته شدن زنگ تفریح مرا نجات داد. بعد از آن، خود را گریان در اتاق معلمان یافتم.

اشرف ورقائی پایدار (آموزگار دبستان شاهد، ناحیه 3 تبریز)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 7 (شماره پیاپی 100) -  فروردین 1388

شكلات شفابخش

          دانش آموزان از كلاس بیرون می آمدند و با رنگ پریده می گفتند، حالت تهوع داریم، لطفا زنگ بزنید بیایند ما را ببرند منزل. به فكر افتادم و بعد از كمی تحقیق و پرس و جو فهمیدم، بیشتر این دانش آموزان به علت نخوردن صبحانه،‌استرس امتحان و یا ترس از پرسش معلم، به این حالت مبتلا می شوند و قند خون آن ها ، یك مرتبه پایین می آید. بنابراین مقداری شكلات تهیه كردم و در كشوی میزم قرار دادم.

          هر كدام از بچه ها كه به این حالت دچار می شد، شكلاتی به او می دادم و می گفتم این شكلات شفابخش است، سه تا صلوات بفرست و بنیشین شكلات را بخور، حتما خوب می شوی.

همین طور هم می شد اكثر آن ها خوب می شدند. اولیا از این طرح چنان استقبال كردند كه اكنون خودشان شكلات تهیه می كنند و در اختیار من قرار می دهند. البته اگر كسی واقعا مریض یا ناراحت باشد، سریع با والدینش تماس می گیریم تا برای بردن او اقدام كنند. همچنین وقتی دانش آموزان به پایه های بالاتر می رسند، سعی می كنم عامل اصلی بی حالی و رنگ پریدگی را به آن ها بگویم  تا دچار بدفهمی نشوند.

مریم مدیر (معاون دبستان آسیه، ناحیه ی 3 كرج)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 7 (شماره پیاپی 100) -  فروردین 1388

خواندن درس به كمك دانش آموزان

(پیشنهاد فعالیتی برای تدریس متن های كوتاه فارسی در كتاب های «بخوانیم»)

برای پرورش مهارت گوش دادن با دقت و هم چنین معرفی كلمه های جدید درس های فارسی «بخوانیم» كه كلید واژه هم محسوب می شوند و هم چنین تقویت روخوانی، املا و انشا، می توان به روش زیر عمل كرد:

مرحله ی اول: دانش آموزان كتاب هایشان را می بندند و آموزگار درس را با صدای بلند و رسا می خواند. حدود دو سه دقیقه به دانش آموزان فرصت فكر كردن و تبادل نظر می دهد. سپس می گوید: «این بار می خواهم درس را با كمك همه ی شما بخوانم به این صورت كه من شروع به خواندن درس می كنم و گاهی كلمه های كلیدی، فعل ها، مترادف ها و حتی جمله ای كوتاه حذف می كنم یا جا می اندازم. شما باید بدون نگاه كردن به كتاب، به نوبت و به صورت شفاهی، موارد حذف شده را بیان كنید. اگر دانش آموزی جواب را نمی دانست،‌نفر بعدی كه دستش را بالا گرفته است، می تواند پاسخ دهد. هر دانش آموزی كه پاسخ درست داد، بلافاصله پای تخته بیاید و پاسخ درست خود را بنویسد. (تقویت املا)»

مرحله ی دوم: دانش آموزان را به گروه های دو نفره تقسیم می كنیم تا به نوبت متن درس را برای یك دیگر بخوانند، به طوری كه كتاب مخاطب (شنونده) بسته باشد. (تقویت روخوانی و پرورش مهارت گوش دادن)

مرحله ی سوم: از هر عضو گروه می خواهیم، حدود 10 تا 15 كلمه ی مهم را از روی متن درس یادداشت كنند و به یك دیگر بدهند. (تقویت املا)

مرحله ی چهارم:هر نفر با كلمه های دوست خود، به دلخواه متنی را بسازد و مجددا متن ساخته شده را به یكدیگر بدهند. (تقویت انشا)

مرحله ی پنجم: هر نفر از روی متن دوست خود، یك پرسش طرح كند و چنان چه پرسش طراحی شده به متن درس مربوط بود، آن را در كتاب «بخوانیم»، در جای مناسب یادداشت كند. (ارزشیابی)

          ممكن است پیاده كردن روش بالا تا حدودی وقت گیر باشد،‌اما به كار گرفتن آن حداقل دوبار در طول تدریس سالانه، بی نتیجه نخواهد بود.

هرمز علی زاده (آموزگار پنجم ابتدایی، آبدانان)

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 6 (شماره پیاپی 99) -  اسفند 1387



چند ویژگی برجسته در روش مونته سوری

 

نوع مطلب :چند ویژگی برجسته در روش مونته سوری ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار اول ، استان اردبیل شهرستان پارس آباد

منبع: http://ketabak.org

در این مقاله به برخی از ویژگی هایی که مونته سوری در کار با کودکان به آن اعتقاد داشت می پردازیم. قبل از همه بخشی از آخرین سخنرانی دکتر مونته سوری در هندوستان را با هم می‌خوانیم:

"هدف ما در این دوره، یافتن روش مستقیم‌تر برای ارایه‌ی فرهنگی غنی تر به نسل های آینده بود. ما شما را متقاعد می‌کنیم فرهنگی که به جوانان ارایه می‌شود، کافی نیست، خیلی بیشتر از این ها می توان عرضه کرد. به عبارت دیگر فرهنگ ارایه شده می تواند نوع وسیع‌تری باشد. تنها کافی است با سبکی دیگر ارایه شود و هدف ما هم همین است. ما به روشی تجربی در طی زمان آینده می توانیم به شما نشان دهیم چگونه این روش جدید بیشترین مزیت را برای اندیشه ی کودک دارد. این جریان نه تنها خسته کننده نیست، بلکه محرکی برای نیروهای روانی او است. این تلاش چیست؟ تلاش یعنی صرف بیشتر انرژی روانی یا هر انرژی دیگر، تلاش یعنی تقلید و تمرین کردن استعدادها، بیش از آن چه فرد فکر می‌کند در حد توان اوست. تلاش یعنی حرکت فراتر از قدرت. هنگامی که کودک مانعی در فعالیت خود نمی بیند، آماده است خیلی بیشتر از آن‌چه انتظار داریم کار و فعالیت کند. زیرا با این تمرین فکری سخت است که خود را رشد می‌دهد و این رشد نه خستگی است، نه تنبلی و نه راحتی. فعالیت حیاتی رشد مداوم است و او هرگز خسته نمی‌شود. در هر حال، قانونی که برای تمام دوره‌های زمانی رشد صادق است این است که بیشترین تلاش از یک نیروی محرک آنی منشا می‌گیرد که به بیشترین میزان رغبت و انگیزه منتهی می شود. بنابراین باید هدف ما این باشد که این تلاش درونی را پرورش دهیم." 
۲۹ مارس ۱۹۴۴

خود انضباطی یا آموزش انضباط درونی فرد
موضوع خود انضباطی، از موضوع‌های پایه‌ای آموزش زندگی عملی در روش مونته سوری است. این آموزش به کودک فرصت یادگیری بهتر و استفاده‌ی بهتر از فرصت‌ها برای هر گونه آموخته‌ای را می‌دهد. مهم‌ترین بخش آموزش، در خود انضباطی کودکان، تحریک حس درونی آن‌ها برای اندیشیدن درباره‌ی نوع عمل کردشان است. برای کودکان باید مشخص شود دلیل انضباط چیست و چرا آنان باید هر کاری را با برنامه و آرامش خاص انجام دهند. کودکان باید متوجه شوند  بی‌نظمی، جنجال و نداشتن برنامه ریزی چه ضررهایی به آن ها می رساند.

پایه ریزی انضباطی در کودک سبب می‌شود اعتماد به نفس خود او افزایش یابد. قدرت تفکر او تقویت شده و مهم‌تر از همه این که کودک زودتر به هدف از پیش تعیین شده‌ی خود برسد . این امر سبب خود تشویقی او شده و لذت کارش را چندین برابر می‌کند، زیرا سرعت عمل او به دلیل برنامه ریزی قبلی بیشتر بوده است. کودک با آموختن انضباط درونی، پی می‌برد خودش باشد نه یک عروسکی که بزرگترها برای او تصمیم می‌گیرند. او می آموزد سکوت کند و در فرصت سکوت درباره‌ی دیگران فکر کند و انتخاب‌گر باشد. او می آموزد حقوقی دارد و باید به آن احترام گذاشته شود دیگران نیز دارای حقوقی هستند که برای او قابل احترام است.

او یاد می گیرد می تواند مستقل عمل کند. هر چند در بسیاری اوقات گروه می‌تواند کمک خوبی برای پیشبرد اهدافش باشد، این اوست که انتخاب می کند تنها کار کند و یا با دیگران. این امر سبب می شود کودک احساس شخصیت کند و به بزرگترهای خود احترام بگذارد. هم چنان که به کوچکترها اهمیت می دهد و در صورت لزوم راهنمای آن‌هاست. او می داند اگر گروهش شکست بخورد، خودش هم شکست خورده است. کودکان در کلاس‌های مونته سوری با احساس صمیمیتی که در جو موجود است، تلاش می‌کنند سلامت جامعه‌ی کوچک خود را حفظ و در افزایش آن بکوشند.

تمامی این اتفاق ها نیازمند هدایت اولیه‌ی کودکان به وسیله‌ی مربی آشنا به روش و علوم مونته سوری است. این مربی با توانایی خاص خود و با پایه ریزی مناسب یکی دو ماه ابتدای سال قادر خواهد بود بقیه‌ی سال را با آرامش کامل همراه کودکان و بدون دغدغه‌ی فکری سپری کند و در پایان سال بازدهی عملی بسیار خوبی داشته باشد.
وقتی کودک لذت انضباط در هر کاری را درک کند، بسیار راحت می تواند پذیرای آن شود. یک مربی می تواند به جای تهدید کوکان و رفتار دیکتاتورانه با کودکان، به گونه‌ای برخورد کند که کودک برای تغییر رفتار خود تشویق و ترغیب شود. همه‌ی انسان‌ها کمال گرا هستند و از زیبایی خود لذت می‌برند. کودکان هم این لذت را تجربه می‌کنند. برای مثال اگر کودکی با چهره‌ای ژولیده و بی نظم به کلاس بیاید، مربی می‌تواند به جای تهدید او به گونه ای رفتار کند که کودک ترغیب به انضباط شود. برای این کار مربی می تواند در آینه نگاه کند و درباره آرایش و دندان خود حرف بزند. در این صورت کودک هم که دوست ندارد خود را ژولیده و نامنظم ببیند، تلاش می‌کند تا مشکل را حل کند. به این ترتیب کودک خود معلم خود می شود، برای خود برنامه ریزی کرده و به آن عمل می کند و از عمل خود لذت می برد. این خود تشویقی بالاترین جایزه‌ی اوست و سبب می‌شود کودک به دنبال لذت دیگری بگردد.

مربی در بحث خود انضباطی نباید کودکان را با هم مقایسه کند و یا کودکی را وادار به کاری کند یا از قبل برای او برنامه ای بریزد و به او تحمیل کند، بلکه او باید آن قدر علم و توانایی داشته باشد تا با سیاستی عمیق، زیبایی و لزوم این انضباط را به کودک بفهماند. بدین ترتیب، کودک خود برای انجام عمل ترغیب     می‌شود. این اتفاق با نوازش کودکان و همراه کردن آنان در مسیر دلخواه روی می‌دهد. اشتیاق ذاتی کودکان برای یادگیری با فرصت دادن برای به کارگیری فعالیت های اختیاری و غیر اختیاری و با راهنمایی مربی آموزش دیده تشویق می‌شود. کودکان در حین کار، قدرت تمرکز خود را تقویت می‌کنند و احساس خوش آیندی از حس خود انضباطی خویش به دست می آورند.

در چارچوب این امر کودکان گام‌های خود را متناسب با فعالیت‌های خود گسترش می‌دهند. تغییر شکل و دگرگونی کودکان از تولد تا بزرگسالی به وسیله‌ی    طرح‌های پیش رفته اتفاق می‌‌افتد. فعالیت‌های مونته سوری برای پذیرش تغییرات شخصی و علایق کودک، تغییراتی در نقطه نظرها و عادت های روزمره داده است. مونته سوری‌ها عقیده دارند کودکان تا قبل از ۶ سالگی کاوش گران حسی هستند که نیروی درک خود را به وسیله ی فراگیری محیط و فرهنگ بنا می کنند.
کودکان در این دوره آن چه را دکتر مونته سوری به نام ذهن جذاب نامیده است نشان می‌دهند. این نوع ذهن توانایی بی نظیر، اما ناپایداری دارد که همه ی    جنبه‌های فیزیکی و معنوی محیطی را جذب می‌کند. او این عمل را بدون تلاش یا خستگی انجام می‌دهد. کودک به دلیل کمک به خودسازی به کارهای شخصی تشویق می شود. دنبال کردن توانایی‌های کودکان آنان را برای تکفر با نظم و تربیت و به نمایش گذاشتن خود یاری می دهد.  مونته سوری دریافت، همه‌ی کودکان در گذر از دوران رشد حواس پنج گانه خود، نوساناتی را تجربه می کنند.

قیاس و تضاد در روش مونته سوری و روش سنتی
کودکان در روش مونته سوری می آموزند به شکل گروهی و مستقل فعالیت کنند. آن ها به دلیل تشویق در تصمیم گیری از دوران اولیه ی کودکی قادرند بسیاری از مشکلات و مسایل خود را حل کنند. در عین حال این کودکان حق انتخاب ویژه برای ارایه ی فعالیت و مدیریت زمان دارند. آن ها تشویق می شوند ایده ها را تغییر دهند و با دیگران آزادانه گفت و گو کنند. مهارت آنان در شریک شدن سبب هماهنگی شان با روش های جدید می شود. برنامه های مونته سوری بر پایه ی خود محوری است، نه فعالیت های رقابتی. کمک به توسعه تقویت ذهنی و اعتماد در قالب و تغییر دیدگاه های مثبت در مقایسه ی روش مونته سوری با سایر  روش‌ها ملموس است.

زندگانی عملی
تجربه‌های زندگی عملی به کودک مراقبت از خود، دیگران و میحط را می فهماند. فعالیت ها شامل عملیاتی است که کودکان به عنوان بخشی از زندگی روزانه در خانه انجام می دهند. مانند شست و شو، اتو کردن، ظرف شویی، تزیین گل ها و غیره.
عناصر و عوامل که سبب آمیزش بشر با دیگران می شود، با مهربانی و فروتنی معرفی شده و به وسیله ی همین فعالیت ها کودکان هم کاری جسمانی را گسترش می دهند و قادر به حرکت می شوند. بدین ترتیب آن ها به کاوش محیط می پردازند. کودکان فعالیت ها را از آغاز تا پایان آموخته و پی گیری و اراده ی خود را در کار گسترش می دهند.
این اتفاق در تعریف مونته سوری به عنوان خمیری مایه ی حرکت نیروی درک مطرح است. مواد و اجسام حسی به عنوان ابزاری برای پشرفت محسوب       می‌شود. کودکان شناخت و ادراک سودمندی را دنبال می‌کنند و نظم و دسته بندی ادراک را می آموزند. آن ها این اتفاق را به وسیله ی لمس کردن، دیدن، بوییدن، چشیدن، شنیدن و جست و جوی استعدادهای خاص فیزیکی محیط انجام می دهند که به وسیله ی مواد و اجسام طراحی شده ی خاص قابل انجام است.

زبان
زبان مساله ی حیاتی بشر است. محیط مونته سوری فرصت های خوبی را برای زبان شناسی جامع و غنی آماده کرده است. زمانی که کودکان وارد کلاس      می‌شوند، به آنان به وسیله‌ی ساده ترین راه ممکن، شانس غنی سازی که در دوران کوتاه زندگی شان آموخته اند، داده می شود. این آموزش با ظرافت و زیبایی خاص خود انجام می گیرد. آن‌ها در این روش با توجه به استعدادهای خاص خود در آموختن، به کشف و جست و جو می پردازند. نوشتن را در صورتی که خسته کننده نباشد، می آموزند. نتیجه‌ی این کار خواندن است. کودکان هرگز روزی را که نمی توانستند بخوانند و بنویسند، به خاطر نمی‌آورند.
گسترش فرهنگ
علومی چون تاریخ، زیست شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی، هنر و موسیقی به عنوان گسترش دهنده‌ی فعالیت‌های زبانی و حسی کاربرد دارند. کودکان درباره‌ی دیگر فرهنگ‌های گذشته و حال مطالعه می‌کنند. این موضوع به آن ها احترام به خود و عشق به محیط را می آموزد. آن ها حس هم کاری و انسجام با خانواده‌ی بشری جهان و سرزمین را خلق می‌کنند. تجربه ها در طبیعت همراه با مواد موجود در آن، احترام به زندگی را بر می انگیزد. تاریخ برای کودکان به وسیله ی هنر و موسیقی قابل تداعی است.

ریاضیات
قوانین ریاضی به یادگیری کودک و درک مفاهیم ریاضیات به وسیله ی کار با مواد واقعی و پیوسته کمک می کند. این کار کودک را برای پی ریزی محکم قوانین بنیانی ریاضی آماده می کند.
در یک بررسی کلی برنامه ی آموزشی مونته سوری بر روی پنج سطح متمرکز می شود:
۱ – زندگی عملی،
۲- فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها،
۳- هنر تکلم،
۴- ریاضیات و شناخت زمین،
۵- موضوع فرهنگی

زندگی عملی
در زندگی عملی کودک می آموزد چه گونه بند کفش هایش را ببندد. کتش را بپوشد، پیش غذایش را آماده کند و بخورد و بدون کمک دیگران به دست شویی برود و بدون ریخت و پاش خودش را تمیز کند.

 فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها

تمرکز هر حس، کودکان را به آموختن وا می دارد برای مثال یک کودک برگ های ریخته شده را مطالعه می کند و احساس می کند چگونه آن برگ ها خرد و شکسته می شوند.
 هنر تکلم
کودکان تشویق می شوند افکار خود را به شکل شفاهی بیان کنند. آن ها می آموزند حرف ها را با نشانه گذاری از هم تمیز دهند و به همین شیوه در خواندن، هجا کردن قواعد و مهارت های خوش نویسی پیش رفت می کنند.
ریاضیات و شناخت زمین
کودکان یاد می گیرند چیزهای پیش رویشان را بشمارند تا بعدها بتوانند اشیاء سخت و جامد مانند مهره های رنگی را شمارش کنند.

موضوع فرهنگی
کودکان درباره ی کشورهای دیگر می آموزند . (جغرافیا) هم چنین حیوانات و چگونگی زیست آن ها را بررسی می کنند (جانورشناسی) زمان، تاریخ، موسیقی و سایر علوم از موضوعات فراگیری است.
همه‌ی این موضوعات در یک روند تکمیل کننده‌ی هم و به هم گره خورده است. اسباب بازی و وسیله‌های اختصاصی پیش‌رفته (وسیله‌های کمک آموزشی) باید به گونه‌ای در محیط کلاس گسترده باشد که ابتدا کودک بتواند ببیند چه می‌خواهد و کدام را بایستی انتخاب کند، سپس مسوولیت کار را بپذیرد.
انتخاب ها شامل کتاب ها، بازی ها پازلی، هنر طراحی، اسباب بازی های آزمون های فضایی و غیره است.
وقتی کار کودکان به پایان رسید، وسایل را سر جای خود می گذارند و به طرف چیز دیگری می روند. انضباط روزانه این فرصت را به کودکان می دهد که به صورت تنها و یا گروهی بازی کنند. راهنماها گروهی و یا فردی با کودکان کار می کنند. در مدرسه ی مونته سوری تنها معلمان درس نمی دهند، بلکه کودکان بزرگتر به کودکان کوچکتر مهارت های جدید را می آموزند.
روش مونته سوری بر پایه ی تفاوت فردی است. کودکان وقتی برانگیخته می شوند، که خودشان یاد بگیرند. اگر آن ها با اشتیاق بر روی طرح خاصی متمرکز شوند، دریافت بهتری دارند و می آموزند که خودشان را آموزش دهند.
هدف مدارس مونته سوری این است که تا حد امکان کودکان را برای گسترش توانایی های خود یاری دهد. این توانایی توسعه ی یافته از طریق آمادگی محیط، رفتار معلم ها و استفاده از اراده ی آهنین مونته سوری امکان پذیر است.

آموزش سنتی
۱ – تاکید بر دانسته‌ها و توسعه‌ی اجتماعی
۲- غالب و فعال بودن معلم، تابع بودن کودکان
۳- ایجاد انضباط اجباری و از طریق انگیزه های بیرونی اتفاق می‌افتد
۴- آموزش فردی و گروهی هماهنگ با آموزشهای بزرگ ترها انجام می شود.
۵- گروه‌ها حسی هستند.
۶- بسیاری از آموزش‌ها به وسیله ی معلم و بدون تشویق به همکاری شکل می گیرد.
۷- انتخاب دوره های تحصیلی برای کودکان با توجه بسیار کم به توانایی و حضور کودکان
۸- کودک به وسیله ی معلم راهنمایی شده و ایده می گیرد.
۹- کودکان فرصت محدودی برای کار ویژه ای که به آن ها سپرده می شود دارند.
۱۰- گام های آموزشی به وسیله ی گروه ها و یا معلم هماهنگ می شوند.
۱۱- اگر کلیات کار درست باشد، نکته های اشتباه به وسیله ی معلم مناسب سازی می شود.
۱۲- آموزش تقویت برونی توسط عادت بازگویی و تشویق و تنبیه شکل می گیرد.
۱۳- برای گسترش حواس ابزار محدود وجود دارد.
۱۴- تاکید کمی بر روی مراقبت از خود و بهداشت
۱۵- کودکان برای خود وکیل یا نماینده انتخاب می کنند و تشویق می شوند بر جای خود بنشینند و در جلسه های گروهی تنها شونده باشند.
۱۶- حضور والدین نه بر اساس شرکت در پروسه ی آموزشی است، بلکه بر اساس قاعده های تعیین شده عمل می کنند.

آموزش مونته سوری
۱ – تاکید بر داشته های علمی، پایه ها و توسعه ی اجتماعی است
۲- نقش  معلم است – کودکان در آموزش فعال و شریک هستند
۳- محیط و روش، مشوق انضباط درونی است
۴- آموزش فردی و گروهی، هماهنگ با تمایلات هر دانش آموز و متناسب با روش ها انجام می شود.
۵- گروه های متفاوت سنی با هم حضور دارند.
۶- کودکان به آموزش و همکاری و کمک به یک دیگر تشویق می شوند.
۷- انتخاب کار به وسیله ی خود کودکان با توجه به توانایی و حضور کودکان
۸- استفاده از عقیده های خود کودکان برای استفاده از ابزار آموزشی
۹- کودکان به اندازه ای کار می کنند که پروژه ی انتخابی آن ها لازم دارد.
۱۰- کودک، گام های آموزشی را با اطلاعات درونی خود هماهنگ می کند.
۱۱- کودکان به نقاط ضعف خود با بررسی مجدد ابزار پی می برند.
۱۲- آموزش تقویت درونی کودکان به وسیله ی گفت و گو درباره ی فعالیت ها و احساسات درونی خویش (خودتشویقی) شکل می گیرد.
۱۳- برای گسترش حواس ابزارهای چند لایه وجود دارد.
۱۴- سازمان دهی برنامه برای مراقبت از خود و بهداشت شخصی و عمومی
۱۵- کودکان می توانند در جای مناسب کار کنند، به اطراف حرکت کنند، در صورت لزوم صحبت کنند، در کارهای گروهی نظر بدهند و در انضباط و اداره ی کلاس هم کاری کنند.
۱۶- سازمان دهی برنامه ی والدین برای تفهیم فلسفه ی مونته سوری و شرکت آن ها در پروسه ی آموزش انجام می‌شود.



مطالب جالب به صورت فایل پاور پوینت (pps)

 

نوع مطلب :مطالب جالب به صورت فایل پاور پوینت (pps) ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار اول ، استان اردبیل شهرستان پارس آباد

مطالب جالب به صورت فایل پاور پوینت (pps)

روز برفی

زوم هستی

دو انتخاب

نامه ی پدر به فرزندش

نامه ای از خدا

پایتخت ها و ابنیه های معروف

تجربه های آموزشی در سایر کشورها

 

نوع مطلب :تجربه های آموزشی در سایر کشورها ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار اول ، استان اردبیل شهرستان پارس آباد


برگرفته شده از : http://www.bandarstudents.blogfa.com


یاد خوش دوستی ها

 

نوع مطلب :یاد خوش دوستی ها ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار اول ، استان اردبیل شهرستان پارس آباد

یاد خوش دوستی ها
روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی‌هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند.
سپس از آنها خواست که درباره قشنگ‌ترین چیزی که می‌توانند در مورد هرکدام از همکلاسی‌هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط‌های خالی بنویسند.
بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس از اتمام، برگه‌های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند.
روز شنبه، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه‌ای جداگانه نوشت، و سپس تمام نظرات بچه‌های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت.
روز دوشنبه، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد. شادی خاصی کلاس را فرا گرفت.
معلم این زمزمه‌ها را از کلاس شنید:
ـ “واقعا؟”
ـ “من هرگز نمی‌دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می‌دهند!”
ـ “من نمی‌دانستم که دیگران این قدر مرا دوست دارند.”
و دیگر صحبتی ار آن برگه‌ها نشد.
معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث و صحبت پرداختند یا نه، به هر حال برایش مهم نبود. آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود. دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی‌هایشان راضی بودند.
با گذشت سال‌ها بچه‌های کلاس از یکدیگر دور افتادند. چند سال بعد، یکی از دانش آموزان در جنگ ویتنام کشته شد و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد.
او تابحال، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود. پسر کشته شده، جوان خوش قیافه و برازنده‌ای به نظر می‌رسید.
کلیسا مملو از دوستان سرباز بود. دوستانش با عبور از کنار تابوت وی، مراسم وداع را بجا آوردند. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود.
به محض این که معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود، به سوی او آمد و پرسید؛ “آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟”
معلم با تکان دادن سر پاسخ داد: “چرا”
سرباز ادامه داد: “مارک همیشه در صحبت‌هایش از شما یاد می‌کرد.”
پس از مراسم تدفین، اکثر همکلاسی‌هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند. پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند.
پدر مارک در حالی که کیف پولش را از جیبش بیرون می‌کشید، به معلم گفت: “ما می‌خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می‌کنیم برای‌تان آشنا باشد”. او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتر یادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها و بارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد.
خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت. آن کاغذها، همانی بودند که تمام خوبی‌های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود.
مادر مارک گفت: “از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم. همان طور که می‌بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است.”
همکلاسی‌های سابق مارک دور هم جمع شدند.
چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت: “من هنوز لیست خودم را دارم. اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم.”
همسر چاک گفت: “چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسی‌مان بگذارم.”
مارلین گفت: “من هم برای خودم را دارم. توی دفتر خاطراتم گذاشته‌ام.”
سپس ویکی، کیفش را از ساک بیرون کشید و لیست فرسوده‌اش را به بچه‌ها نشان داد و گفت: “این همیشه با منه …. ، فکر نمی‌کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد.”
معلم با شنیدن حرف‌های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده، گریه‌اش گرفت. او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی‌دیدند، گریه می‌کرد.
سرنوشت انسان‌ها در این جامعه بقدری پیچیده است که گاهی فراموش می‌کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید، و هیچ کس نمی‌داند که آن روز کی اتفاق خواهد افتاد. بنابراین به اعضای خانوادیتان بگویید که برایتان مهم و با ارزشند، قبل از آن که برای گفتن دیر شده باشد.
بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته‌اید.


  • تعداد کل صفحات:29 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...